سيد محمد باقر شفتي

411

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

فرمودند ، پس عدم ذكر آن در كافى دليل بر اين است كه از كلام معصوم نيست بلكه از كلام صدوق است ، پس در كلام معصوم اطلاق كلمات فرج نشد بر مشتمل و سلام على المرسلين تا توانيم حكم نمود بر اين كه و سلام على المرسلين مثلا جزء كلمات فرج مىباشد ، غايت ما في الباب آن است كه مرحوم صدوق اين اطلاق را فرموده ، مشخص است اين حديثى نيست كه توانيم اعتماد به آن نمود در تعيين مسمى شرعى در مقابل حديث صحيح مذكور ، يعنى حديث زراره . ممكن است وجه اطلاق آن مرحوم چند چيز بوده باشد . اول مشاركت و مشابهت در أكثر الفاظ با كلمات فرج ، به اين جهت اطلاق آن لفظ را فرموده بر مشابه آن . دوم اشتباه شده باشد ، وجه اشتباه همين است كه مذكور شد ، يعنى چون كه در اكثر امور اين دعا مشاركت داشت با كلمات فرج اطلاق اين لفظ بر آن فرموده ، مسامحه و اشتباه در أمثال اين امور بسيار مىشود ، داعى بر اشتباه ظاهر است ، چنانچه بعد از تأمل در آنچه حديث صحيح زراره مشتمل بر آن است ، و تأمل در آنچه اين حديث مشتمل بر آن است ظاهر مىشود . و ثالث آن است چون كه كلمات فرج كلماتى است كه تلقين مريض مىشود در حال احتضار ، چنانچه مدلول عليه به حديث صحيح زراره است كه در اول مذكور شد ، و اين حديث مشتمل است بر اين كه فخر كائنات اين دعا را در حال احتضار تلقين آن شخص مريض فرمودند ، اين باعث شده كه مرحوم شيخ صدوق اطلاق كلمات فرج بر آن فرموده‌اند با اشتراك در غالب الفاظ ، اين هم وجهى است باعث اشتباه مىشود . لكن اين هم تمام نيست ، چه شود چنانچه ثمره‌اى كه بر كلمات فرج مترتب مىشود در حال احتضار بر اين دعا نيز مترتب بشود ، يا آن كه مغاير بوده باشد با كلمات فرج ، و اما ثانيا پس به جهت آن كه دانسته شد كه همين واقعه مروى در